العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
64
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
همان پسرك است پرسيدم كيست گفتند زين العابدين عليه السلام است . اين شعر نيز از آن مولا روايت شده . نحن بنو المصطفى ذو غصص * يجرعها في الانام كاظمنا عظيم في الانام محنتنا * اولنا مبتلى و آخرنا يفرح هذا الورى بعيدهم * و نحن اعيادنا ماتمنا و الناس في الامن و السرور و ما * يا من طول الزمان خائفنا و ما خصنا به من الشرف * الطائل بين الانام آفتنا يحكم فينا و الحكم فيه لنا * جاحدنا حقنا و غاصبنا حضرت باقر فرمود پدرم غلامش را با يك شلاق زد او را براى انجام كارى فرستاده بود دير كرد غلام گريه كرده گفت خدا را در نظر بگير اى على بن الحسين مرا از پى انجام كار خود ميفرستى آنگاه ميزنى . پدرم اشگ از ديدگان فرو ريخته به من گفت پسر جان برو كنار قبر پيغمبر دو ركعت نماز بخوان بگو خدايا از خطاى على بن الحسين در قيامت بگذر . رو بغلام نموده فرمود تو را در راه خدا آزاد كردم ابو بصير گفت عرضكردم فدايت شوم آزاد كردن كفاره زدن است ؟ چيزى نفرمود على بن الحسين فرمود هر گاه دو كار برايم پيش آمد كه يكى مربوط به دنيا و ديگرى مربوط به آخرت بود اگر كار دنيا را مقدم داشتم تا شب نرسيد برايم پيش آمدى نامطلوب ميشد . نافع بن جبير بعلى بن الحسين عرضكرد شما با اشخاص پست مىنشينى فرمود من با كسانى مىنشينم كه از نظر دينى بهرهمند شوم . عرضكردند چرا در مسافرت از معرفى خود امتناع دارى ؟ فرمود دوست ندارم از خويشاوندى با پيغمبر استفادهاى بكنم كه خود آن استفاده را نرساندهام . مناقب ، هرگز ديده نشد على بن الحسين در موقع راه رفتن دستش را از كنار رانهايش بگذراند .